|
دل تنگ و پریشونم
سرگشته و بیزارم.دلم اینقدر گرفته که نگو از این ادما از این دنیا....... اینا همه گولم میزنن دروغ میگن و ابزیرکاه میخندن اصلا انگار همه ی هستی برای دست انداختن من سر پاست درختا ادما حیوونا همه یه جوری کنایه وطعنه دارن این تنهایی که همیشه روح منو ریش ریش کرده/قلبمو اتیش میزنه قبلا باهاش دوست بودم اما الان چه وحشی عذابم میده بیزارم از این حالم هیچی توی ذهنم نمیاد / میون این همه کلمه ها غریبه شدم با خدا غریبه شد م با خودمم غریبه ام....................... فقط دلم میخواد از همه چی خالی باشم
هنگامی که اندوه من به دنیا آمد از او پرستاری کردم و با مهر نگاهش داشتم.
داره پاییز میاد. از هوا معلومه. از روزا معلومه. از دلم معلومه
خدا رو حس کردم اثیری
به نام عشق
از پنچه ی تقدیر من کی جدایم سلام
|
About
Home
|